هنر اشکانیان

هنر اشکانیان به عنوان یک هنر ایرانی است که در امپراتوری اشکانی در مناطق مجاور از جمله عراق از لحاظ فرهنگی تحت تاثیر قرار داده‌است. امپراتوری اشکانی از حدود ۲۵۰ سال قبل از میلاد تا ۲۲۰ میلادی در ایران بوده‌اند.

امپراتوری اشکانی کشورهای ایران و عراق امروزی را زیرپوشش داشته‌است و شامل یک منطقه بزرگ با مردمانی با فرهنگ‌های متفاوت بوده‌است و در زمینه هنر بسیار قوی بوده‌اند و هنر انان در طی قرن‌ها مورد تقلید و استفاده دیگر حکومت‌ها بوده‌است. هنر اشکانیان در شهرستان‌هایی از سوریه از جمله پالمیرا و شام وجود دارد که همه انها جزئی از سرزمین اشکانیان بوده‌اند. در شمال امپراتوری هنر اشکانیان بیشتر در ارمنستان رونق گرفته‌است و در جنوب به وضوح می‌توان اثار دوره اشکانی را در کشور بحرین مشاهده کرد که به دوران اشکانیان تعلق دارند.

منبع:www.iranatlas.info

هنر ساسانیان

هنر ساسانیان گونه از هنر ایرانی است که در زمان حکومت ساسانیان رواج یافت. نمونه‌ای از هنرهای ساسانیان را می‌توان در شهرهای کازرون و فیروزآباد مشاهده کرد. هنر در زمان ساسانی به شدت توسعه یافت و یکی از بزرگترین اثار هنری در ایران دراین دوران به جا مانده‌است.

آثار:

از جمله دستاوردهای قابل توجه از هنر ساسانی در درجه اول در استان فارس قابل مشاهده است٬استان فارس مهدن امپراتوری ساسانی است و بسیاری از اثار و هنرهای این دوره در این استان قرار دارد٬از جمله اثار باستانی شهرستان فیروزآباد که کاخ اردشیر بابکان را در خود جای داده‌است. از دیگران اثار هنری بسیار مهم دوره ساسانیان می‌توان به نقش برجسته‌های نقش رستم اشاره کرده که در ان نبرد ادسا و شکست رم از ایران و همچنین اهورامزدا را نمایش می‌دهد.

منبع:http://images.persianblog.ir

هنر دوره صفوی

هنر دورهٔ صفوی (۱۱۰۱ - ۸۸۰ خورشیدی) از دوران درخشان هنر ایران است. هنر این دوره در بسیاری از زمینه‌ها، ادامهٔ دوران طلایی هنر دربار تیموریان است. هنر ایران در این دوره در زمینه‌های معماری، نگارگری، خوشنویسی، قالی‌بافی، فلزکاری، سفالگری، پارچه‌آرایی و ... نمایانگر می‌شود. از هنرمندان دوره صفوی، کمال‌الدین بهزاد، رضا عباسی، میرعماد، آقامیرک و حسین بنا اصفهانی قابل ذکر هستند.در این دوره در همهٔ رشته‌های هنری، آثار گران‌سنگی پدید آمد که جدا از نگارگری‌ها و خوشنویسی‌های زیبای بسیار، بناهای معماری مانند مسجد شیخ لطف‌اللّه، مسجد شاه اصفهان و مدرسه چهارباغ شهرت جهانی دارند. قالی اردبیل هم که اکنون در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود یکی از آثار درخشان این دوره است. شهرهای مهم هنرپرور در عصر صفویان، اصفهان، تبریز، هرات و قزوین بوده‌اند.

معمولاً در ایران، خاندان پادشاهی و افراد طبقه‌های بالای اجتماعی متقاضی آثار هنری بوده‌اند و به شکوفایی آن کمک می‌کردند. پادشاهان صفوی نیز دوستدار هنر بوده‌اند و برخی‌شان مانند شاه تهماسب یکم و سام میرزا خود هنرمندان قابلی بوده‌اند و به هنر ارج بسیاری می‌نهاده‌اند. این سنخ هنر گونه‌ای از هنر ایرانی است که بیشتر اثار آن را می‌توان در شهر اصفهان دید. هنر صفویان به شدت تحت تاثیر فرهنگ ترکمن با توجه به ریشه‌های خاندان، و نیز چینی، عثمانی، و فرهنگ غربی و اسلامی است.

منبع:http://www.tv7.ir

معرق

معرق‌سازی در ایران از سده ۶ هجری و دوره سلجوقیان با ساخت کاشی معرق پیشرفت کرد و در سده هشتم کامل‌تر و ظریف‌تر شد. در سده نهم و دهم هجری نیز رشد بسیار زیادی کرد. شهرهای اصلی معرق‌سازی در این دوره اصفهان، یزد، کاشان، هرات، سمرقند و آران و بیدگل بودند.هنر موزائیک از دیرزمان شناخته شده بود و تا به امروز نیز کاربرد دارد. در میانرودان و مصر باستان نوعی موزائیک در اندازه‌های کوچک و برای مصارف تزئینی و زینتی ساخته می‌شد ولی رومیان آن را چون یک قالب هنری همپایهٔ دیوارنگاری به کار می‌بردند. صنعت موزاییک سازی توسط هنرمندان صدر مسیحیت ادامه یافت و در اوایل قرون وسطی به خصوص در قلمرو امپراتوران بیزانسی به اوج شکوفایی خود رسید (مثلاً موزاییک‌های کلیسای سان وتیله در راونا)در دایرةالمعارف هنر (نوشته رویین پاکباز)، در تعریف معرق چنین آمده‌است: معرق (موزائیک Mosaic) طرح پیک نما یا انتزاعی ساخته شده از قطعات سنگ، شیشه، سفال، چوب رنگین بر روی دیوار، سقف، زمین و غیره‌است.

انواع معرق:   

معرق چوب   

معرق کاشی   

معرق موزائیک

معرق‌کاری در ایراندر بعضی از منابع به اشتباه گفته شده‌است که معرق چوب برگرفته از کاشی معرق است و معرق در ایران از هند وارد شده‌است. در حالیکه در سبک هندی چوب زمینهٔ کار یک تکه‌است و به علاوه جنس چوب از فوفل است..شیوه‌ای کار در سبک هندی به این شکل است که ابتدا طرح را بر روی چوب پیاده کرد و سپس شکل‌ها را بریده و بعد با تکه‌های مختلف چوب پر می‌کنند.


طبق آخرین کاوش‌هایی که در شهر سوخته واقع در زابل انجام گرفته‌است، شانه‌ای پیدا شده‌است که بر روی آن گلی با تکه‌های چوب کار شده‌است. این شانه متعلق به ۵۰۰۰ سال پیش است. پیدا شدن این شانه دلیلی بر بطلان دو نظریه فوق‌الذکر می‌باشد. علاوه بر این طرح گل روی شانه با طرح گلی که بر روی سفالینه‌ها کشف شده‌است یکی می‌باشد که نشان می‌دهد شانهٔ یافت شده نمی‌تواند از جایی وارد ایران شده باشد.

منبع:لغت‌نامه دهخدا ← معرقکاری

سفالگری

سُفالگری ساختن ظروف با گل است و به ظرف ساخته شده از این طریق سفال می‌گویند. از مشهورترین سفالینه‌ها می‌توان به کوزه و پیاله سفالین اشاره کرد. قبل از رواج شیشه سفالینه‌ها رایج‌ترین مظروفات بشر بودند. مرغوب‌ترین خاک در صنعت سفالگری خاک رس می‌باشد که بدلیل وجود مقادیر بالای آهن در آن، به رنگ سرخ است.

سفالگری از نخستین صنایع بشر می‌باشد.خاستگاه آن را گر چه به درستی آشکار نیست ولی از روی یافته‌های کهن سرزمین باستانی سومر می‌دانندوالبته به تازگی کشف تمدن جیرفت تردیدهایی در مورد این نظریه ایجاد کرده است/تمدن معروف به کنار صندل که طبق اخرین کاوشها قدمت ان به شش هزار سال پیش می‌دانندولوحی که در جیرفت کشف شد برای مطالعه به آمریکا وفرانسه فرستاده شد که توسط استادان شیکاگو و پاریس رمزگشایی شد که نتایج نشان داد این منطقه ۳۰۰ سال از خط نوشتاری تمدن شوش قدیمی تر است.ظرفهای سفالی، شاید یکی از قدیمی‌ترین ساخته‌های آدمی است.

انسان‌های اولیه از آن زمان که به فکر ذخیرهٔ آب و غذا افتادند و به خاصیت چسبندگی و شکل گیری گل رس پی بردند ظرفهای سفالی را به شکلهای گوناگون ساختند.با گذشت زمان و گسترش زندگی، سفالگری هم تکامل یافت. انسان‌های آفریننده با دستهایشان بر ظرفهای گلی نقش و نگارهایی کشیدند و آنها را با رنگهای گوناگون آراستند. هم اینک در اکثر نقاط ایران از جمله در : مند گناباد، لالجین همدان، میبد یزد، شهرضای اصفهان، زنوز آذربایجان، کلپورگان سیستان و بلوچستان، جویبار مازندران و سیاهکل گیلان ظروف سفالین تهیه می‌شود.

تولید وسایل و محصولات سفال و سرامیک در هر یک از نقاط نامبرده با اختلافی اندک در نوع مواد اولیه، رنگ و طرح تهیه می‌شود و به همین دلیل محصولات هر ناحیه به خوبی قابل تشخیص از فرآورده‌های سایر نقاط است.سفالگری یا کوزه گری ایرانی سابقه طولانی در تاریخ ایران دارد. سفالگری یکی از اولین و مهم ترین اختراع‌های ساخته شده توسط انسان است. برای مورخان و باستان شناسان از مهم ترین مظاهر هنری است. باستان شناسان از راه سفالگری با شرایط اجتماعی و اقتصادی یک دوره یا یک منطقه آشنا می‌شوند.

با مطالعه سفال‌ها در مورد زندگی، دین مردم و تاریخ٬روابط اجتماعی و نگرش جامعه را نسبت به همسایگان تفسیر می‌کنندساخت سفال در ایران دارای سابقه ای طولانی و درخشان است. با توجه به موقعیت جغرافیایی خاص کشور ایران، که در محل تقاطع تمدن‌های باستانی و در مسیرهای کاروان‌های مهم واقع است، تقریبا در هر بخشی از ایران، در زمان‌های مختلف درگیر ساخت سفال بوده‌اند.

با این حال، حفاری‌های اخیر و تحقیقات باستان شناسی نشان داد که چهار منطقه عمده در تولید سفال در فلات ایران وجود دارد: بخش نخست شامل غرب کوه‌های زاگرس و نواحی لرستان است. بخش دوم شامل نواحی جنوب دریای خزر است که استان‌های گیلان و مازندران را در بر می‌گیرد. این دو منطقه نخستین نواحی در فلات ایران بوده‌اند که سفالگری را آغاز نموده‌اند. بخش سوم شامل شمال غرب کشور و نواحی آذربایجان را شامل می‌شود. بخش چهارم در جنوب شرقی است و استان‌های کرمان و سیستان و بلوچستان را شامل می‌شود. افزون بر این ۴ منطقه نواحی کویری ایران را نیز می‌توان به آن اضافه کرد که قدمت ساخت سفال در آن به ۸ هزار سال پیش از میلاد بر می‌گردد.

منبع:elnazatashzaban.blogfa.com

ریسندگی

تبدیل الیاف به نخ ، ریسندگی نامیده می‌شود. انسان از هزاران سال پیش به این موضوع پی برده بود که اگر دسته‌ای از الیاف را با کشش دادن، موازی کرده و آن را تاب دهد فشار و اصطکاک سطحی بوجود آمده بین الیاف، باعث درگیری آنها به یکدیگر شده و رشته‌ای مقاومتر را تشکیل می‌دهند که همان نخ است. این عمل اساس تبدیل الیاف به نخ است که ریسندگی نامیده می‌شود. ریسندگی بر سه اصل استوار است:

    کشش دادن و موازی کردن الیاف
    تاب دادن
    پیچیدن و تولید نخ

اختراع ماشین‌های ریسندگی، در این زمینه باعث افزایش سرعت تولید و کاهش هزینه و همچنین باعث افزایش مرغوبیت تولیدات شده‌است . روشن است که ماشینهای به کار گرفته شده در ریسندگی، بسته به نوع نخی که تولید می‌کنند، کاملاً باهم متفاوت اند. به عنوان مثال، ماشین‌هایی که برای تولید نخهای پنبه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرند قادر به تولید نخ‌های از جنس پشم یا ابریشم نیستند. از این جهت سیستم ماشین‌های ریسندگی، یا به اصطلاح خط ریسندگی، کاملاً به نوع نخ تولیدی بستگی دارد.


ریسندگی دستی در سنگ‌نگاره زن عیلامی و ندیمه


منبع:ویکیپدیا

مینیاتور

خردنگارگری (یا مینیاتور با ریشهٔ لاتین minium/خاک سرخ، سرب قرمز)، به تصویری از تاریخ باستان یا دست نویس آراسته‌ای قرون وسطی گفته می‌شود؛ نمونه‌ای ساده که برای تزئین کتاب‌ها در آن دوران با کمک رنگ دانه‌های گرم تهیه می‌شد. به طور کلی از اوایل سده‌های میانه تا ورود به مرحله دوم دورهٔ جدیدی آغاز کنندهٔ ریشه‌شناسی موشکافانه برای شناخت مفهوم کلی و رهایی از سردرگمی به وجود آمد و نتیجهٔ آن استفاده از این سبک در تصویرسازی‌های کوچک و مینیاتور چهره شد، هر چند که از زمان‌های دورتر نیز استفاده‌های کم و جزئی می‌شد.

http://niniweblog.com/images/smilies/cut/cut%20%2847%29.gif

جدا از عقاید سنتی غرب و بیزانس، این سبک و سنت در بین گروه‌هایی از آسیا دیده شده که معمولاً گویای شواهدی در طبیعت و مناظر می‌باشد، و از آن می‌توان به تک برگه‌های به جا مانده در کتابچه‌ها و مجموعه‌های کهن اشاره کرد و این موضوع با طرح‌های آبرنگ غربی فرق دارد و قابل بحث می‌باشد. از این نمونه‌های آسیایی می‌توان به نگارگری ایرانی، نگارگری مغولی، نگارگری عثمانی و دیگر شاخه‌های نگارگری هندی اشاره کرد.

تاریخچه مینیاتور:سیر تاریخی مینیاتور ایرانی به گذشته های دور پیش از ظهور اسلام میرسد اما میتوان گفت زمانی که ایرانیان توانستند در قرن سوم هجری قمری به دربار عباسیان وارد شوند نقاشی ایران پس از یک دوره رکود جانی دوباره گرفت. مینیاتور ایرانی در واقع نقاشی ایران پیش از ظهور اسلام است که با عرفان و تفکرات اسلامی ادغام گردید وراهی شد برای ظهور جلوه های الهی. آثار مینیاتور نفیسی در دوره عباسیان خلق شد که متاسفانه بخش عظیمی از این آثار در طی حملات مغول در سده های هفتم و هشتم از بین رفت.

در دوره ایلخانیان که اوضاع کشور به آرامش نسبی دست یافت گامهایی در راه پیشرفت هنر برداشته شد من جمله تاسیس ربع رشیدی در شهر تبریز پایتخت آن زمان که مکانی مناسب جهت بروز استعدادهای هنرمندان وخوشنویسان و دانشمندان گردید. کارگاههایی برای خلق نسخ خطی و مصور سازی آنها در ربع رشیدی وجود داشت.

مکتب تبریز در این دوران به اوج شکوفایی خود رسید وآثار برگزیده ای همچون شاهنامه فردوسی و شاهنامه دموت در این دوران خلق گردید.

با گذشت زمان مینیاتور ایران دستخوش تغییرات مختلف گردید و مکاتب گوناگونی با خصوصیات خاص خود شکل گرفت که از آن جمله است:    مکتب شیراز    مکتب هرات    مکتب تبریز    مکتب قزوین    مکتب اصفهان

منبع:www.asriran.com

گیوه

گیوه نوعی پاپوش تابستانی، سبك، بادوام و مناسب برای راهپیمایی‌های طولانی، ویژه مردان روستایی و از جمله صنایع دستی مناطقی از ایران است. در استان فارس، اصفهان، چهارمحال و بختیاری و کرمانشاه تولید گیوه رواج دارد همچنین تولید گیوه در استان مرکزی نیز وجود داشته که به مرور زمان بسیار کم شده. همه مراحل تولید این پاپوش، دستی است و عموما از نخ قالی، نخ ابریشم و کف آن از پارچه، چرم یا لاستیک است.

جنس گیوه:

مواد تشکیل داده گیوه نخ قالی و نخ ابریشم (در شهرستان آباده استان فارس اصطلاحاً تنه نامیده می‌شود) و ضایعات چرم است. رویه گیوه بدست زنان و توسط انواع سوزن ها (به جز سوزن خیاطی) وجوالدوز بافته می‌شود و قسمت کف گیوه (زیره) نام دارد که از جنس پارچه، چرم یا لاستیک می باشد. کف گیوه (زیره) از نظر جنس سه نوع می باشد:

یکی از انواع آن پارچه است که جنس پارچه باید از پنبه باشد و به غیر از پنبه، نمی توان آن را درست کرد.(تختی که از پارچه تهیه می شود، هر چه پارچه کهنه باشد تخت آن مرغوب تر است.)تختی که پارچه در ساختمان آن بکار رفته در فرهنگ آباده به آن شیوه می گویند. این نوع تخت از نظر کیفیت در سطح بالایی قرار گرفته.

دومین نوع آن چرم است که کیفیت آن کمتر از پارچه است.

سوم لاستیک است که از کیفیت خیلی کمی برخوردار است ولی طول عمر آن از بقیه زیادتر است.

اهمیت:

در منطقه كوهستاني کردستان و کرمانشاه، گذرگاههاي صعب العبور آن، كم بودن راههاي ارتباطي ماشين رو، نوع معيشت مبتني بر دامداري و كشاورزي و ضرورت تحرك فراوان در فصول سه گانه بهار و تابستان و پائيز (كه فصلهاي كار هستند) پاافزاري را مي طلبد كه سبك، راحت، مقاوم، خنك و در عين حال ارزان باشد. خود منطقه عشايري، روستائي و جوامع نيمه شهري با امكانات موجود منطقه قادر به توليد آن باشند، و تا حدي خودكفا بوده و تا حد خود مصرفي بتوانند به توليد آن اقدام كنند. پا افزاري چون گيوه بهترين پاسخگو براي تمامي اين نيازها بوده و هنوز هم مي تواند باشد زيرا:

1- مواد اوليه كف آن تماماًً در منطقه موجود است.

2- ابزار كار ساده است و به راحتي مي توان آن را تهيه كرد.

3- بخش عظيمي از زنان منطقه را كه در زمينه كارهاي توليدي مسلط منطقه قادر به فعاليت نيستند فعال مي كند.

4- در صورت توليد بيشتر مي تواند حوزه آن به خارج از محدوده خود نيز كشيده شود و به جاي اينكه با خروج مواد اوليه غذائي، نيازهاي ديگر تأمين گردد، مواد غذائي براي اهالي باقي بماند، نوع تغذيه كامل گردد، از مقدار بيماريهاي ناشي از سوءتغذيه كاسته شود، نيروي بيشتري صرف توليدهاي مسلط منطقه گردد، راه سياست خودكفائي بازتر شود، و نيازهاي مصرفي منطقه از اين راه تأمين گردد.

منبع:lhonklash.blogfa.com

سینما

سینما:

نخستین دوربین فیلم‌برداری در زمان مظفرالدین‌شاه به ایران آمد. نخستین فیلم صدادار فارسی، فیلم دختر لر بود که در سال ۱۳۱۷ خورشیدی توسط عبدالحسین سپنتا ساخته شد. ورود نخستین دستگاه سینماتوگراف به ایران در سال ۱۲۷۹ هجری خورشیدی توسط مظفرالدین شاه سر آغازی برای سینمای ایران به حساب می‌آید، هر چند ساخت اولین سالن سینمای عمومی تا سال ۱۲۹۱ اتفاق نیفتاد.

تا سال ۱۳۰۸ هیچ فیلم ایرانی ساخته نشد و اندک سینماهای تاسیس شده به نمایش فیلم‌های غربی که در مواردی زیر نویس فارسی داشتند می‌پرداختند. نخستین فیلم بلند سینمایی ایران به نام «آبی و رابی» در سال ۱۳۰۸ توسط آوانس اوگانیانس، با فیلمبرداری خان بابا معتضدی ساخته شد.

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/5/52/Cinemapersia.jpg/200px-Cinemapersia.jpg

.در سالهای بعد از ۱۳۲۲ فعالیت‌های فیلمسازی به دلیل تاسیس چند شرکت سینمایی توسط تعدادی سرمایه‌گذار و همچنین عمومی تر شدن سینما در بین مردم، گسترش یافت. اما متاًسفانه از آنجایی که در این گسترش توجه به درآمد و سود حاصل از سرمایه گذاری از یک طرف و وضعیت سیاسی جامعه از بعد از کودتای ۲۸ مرداد و تحدید آزادیها، یعنی مهمترین عنصر توسعه فرهنگی، سینمای ایران عمدتاً با محصولاتی عوام پسند و بی محتوا مواجه شد و این عناصر جزو سنت رایج فیلم سازی در این دوره گردید. خوشبختانه در سالهای بعد با فعالیت فیلمسازانی چون ساموئل خاچیکیان، هوشنگ کاووسی، فرخ غفاری، ابراهیم گلستان، سهراب شهید ثالث، مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی، فریدون رهنما و علی حاتمی جریان فرهنگی تازه‌ای در فیلمسازی ایران آغاز گشت، که تا حدودی جدا از سنت رایج عوام پسندانه در ایران اقدام می‌نمود.

منبع:ویکیپدیا

مقرنس كاري

يكي از عناصر تزييني معماري كه در زيبا ساختن بناهاي ايراني بخصوص مساجد و مقبره ها نقش مهمي دارد مقرنسكاري است. مقرنسها كه شباهت زيادي به لانه زنبور دارند، در بناها به شكل طبقاتي كه روي هم ساخته شده براي آرايش دادن ساختمانها و يا براي آنكه به تدريج از يك شكل هندسي به شكل هندسي ديگري تبديل شود،به كار مي روند. اين مقرنسها را مي توان ازجمله وسايل موثر ساختن گنبد ها دانست، كه بعدها محتواي نظري اوليه را از دست داده و بيشتر براي تزيين به كار رفت.

برخي معماران ايراني نيز كه اين مقرنسها را در جبهه ساختمانها به كار مي برده اند در ساختن آنه مهارت را به حدي رسانده اند كه نمي گذاردند موجب سنگيني ساختمان شود و بر اصل و پايه فشار آورد. با مشاهده شكلهاي طبيعي قنديلهاي يخي و آهكي درون غارها در مي يابيم كه به احتمال زياد هنرمندان نخستين اين فن از همان قنديلها برداشتي هنرمندانه كرده اند و عينا آن را در سطوح داخلي و خارجي بناها با استفاده از آجر گچ و يا سيمان به كار گرفته اند. مقرنسها معمولا در سطوح فرو رفته گوشه هاي زير يقف ايجاد مي شود. اما محل قرار گيري اين عنصر تزييني ميتواند در بالاي ديوارها،سقفها گوشه ها سردرها و ... باشد.

مقرنسها از لحاظ شكل به 4 دسته تقسيم مي شوند:

1- مقرنسهاي جلو آمده: مقرنسهايي را ميگويند كه مصالح آن از خود بناست. و در نهايت سادگي و بدون هيچگونه پيرايه اي به صورت آجر يا گچي ،انتهاي سطوح خارجي نماي بيرون ساختمان را آرايش مي دهند و استحكام آنها زياد است.

2- مقرنسهاي روي هم قرار گرفته: گذشته از مصالح به كار رفته اصلي بنا مانند گچ و آجر وسنگ، در سطوح داخل و خارج بنا به كار مي روند. و غالبا در چند رديف (دو تا پنج يا بيشتر) روي هم قرار دارند و داراي ثبات متوسطي است.

3- مقرنسهاي معلق: شبيه همان منشورهاي آهكي آويزان در غارهاست كه اصطلاحا استلاكتيت ناميده ميشوند. و غالبا از چسباندن مواد مختلف چون گچ، سفال ،كاشي و ... به سطوح مقعر داخل بنا صورت مي گيرند. كه اويزان به نظر ميرسند و داراي ثبات كمي مي باشند.

4- مقرنسهاي لانه زنبوري: چنانكه از تام اين دسته از مقرنسها پيداست،شبيه لانه زنبور و در مجموع كندوهاي كوچك بر روي هم قرار گرفته اند. اين دسته از نظر شكل ظاهري شبيه به مقرنسهاي معلق اند.

مقرنس در دو قرن پنجم و ششم هجري قمري و يا به عبارتي در دوره سلجوقيان در مرحله تحول سريع قرار گرفت در اكثر بناهاي اين دوره مقرنسهاي زيبايي ديده مي شوند. آشكار ترين نمونه معماري عهد سلجوقي مسجد جامع اصفهان است كه گنبد مقرنس كاري شده آن از شاهكارهاي معماري اسلامي به شمار مي رود.

منبع : خبرگزاري فارس

هنر مسگری

مسگری یکی از هنرهای دستی نفیس و زیبای هنرمندان کشور مان است،  احیای هنر مسگری رامی تواند با هدف توسعه و اشاعه این صنعت قدیمی و دیرینه پی گیری کرد.
صنعت مسگری، از جمله صنایع سنتی و بومی است که دارای تاریخ کهن بوده و در ادوار مختلف همواره از جایگاه ویژهای برخوردار بوده است.صنعت مسگری در دوران اسلامی و تا همین چند سال پیش نیز از رونق و شکوفایی ویژه ای در کشور برخوردار بود به گونه ای که بازاری تحت عنوان بازار مسگرها به صاحبان این هنر و صنعت اختصاص داشت.
در بازار مسگرها روزگاری ده ها مسگر به قوت بازوی توانمند و ضرب چکش خود، انواع ظروف، وسایل و اشیا مسین را می ساختند و در هیاهوی صدای چکشهای مسگران بازار بود، که صداهای دیگر گم می شد.

متأسفانه با جایگزینی اشیا و ظروف چینی، ملامین، بلور و ظروف فلزی همچون روی، این هنر  و صنعت نیز رو به زوال نهاده تا آنجا که هم اینک در بسیاری ازبازار ها ی مسگری، صدای چکش مسگران به ندرت به گوش میرسد و از آن همه هنرمند مسگر، تنها عده انگشت شماری باقی مانده اند که در کارگاه های مسگری خود به حفظ این هنر و صنعت دیرپای مشغولند.

علاوه بر تغییر نگرش مردم از ظروف مسی به ظروف ساخته شده با مواد دیگر، دلایل مختلفی همچون گرانی مواد اولیه نظیر ورق مس و همچنین محدود شدن بازار، رکود و افت شدید این هنر را طی چند سال اخیر درپی داشته است.  ولی با این حال بستر سازی مناسب،

تهیه مواد اولیه مرغوب و ارزانقیمت همچون ورق مس، ایجاد بازار فروش مناسب، معرفی مطلوب و بهینه انواع محصولات و تولیدات مسین و در اختیار نهادن تسهیلات بانکی برای توسعه و تجهیز کارگاه های مسگری  می تواند راهکارهای برای کمک به توسعه، شکوفایی و رونق دوباره صنعت مسگری باشد .

منبع:www.tebyan.net

آشنايي با هنرهاي‌ سنتي‌ ايران

هنر سنتي ايران زمين

آشنايي با برخي هنرهاي‌ سنتي‌ ايران:


هنرهاي‌ سنتي‌ ايران‌ ، تجلي‌ نمادين‌ جهاني‌ ابدي‌ و ازلي‌ است‌ كه‌ اين‌ جهان‌ را محلي‌ گذرا و واسطه‌اي‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ مرتبه‌اي‌ والاتر به‌ منظور وصول‌ به‌ آرامش‌ دروني‌ مي‌داند.

و حاصل‌ دسترنج‌ هنرمنداني‌ است‌ كه‌ براي‌ اعتلاي‌ اين‌ هنر با تكيه‌ بر ايمان‌ خويش‌ ،از جانِ خود مايه‌ گذاشته‌ و در اين‌ راه‌ از هيچ‌ كوششي‌ دريغ‌ نورزيده‌اند. همراه‌ با اساتيد معماري‌، استادان‌ صنايع‌ دستي‌ نيز با همان‌ تفكر فوق‌ اما تجلي‌ يافته‌ در هنرِ خاص‌ خويش‌، تكامل‌ بخش‌ و اثرگذار بر معماري‌ سنتي‌ ايراني‌ بوده‌اند .

تزيين‌ و آرايش‌ ساختمان‌ كه‌ جزء لاينفك‌ معماري‌ محسوب‌ مي‌شود در آجركاري‌، كاشي‌ كاري‌، گچبري‌ و آينه‌ كاري‌ در كنار قالي‌ بافي‌، گليم‌ بافي‌، قلمكاري‌ ، سفالگري‌، منّبت‌ كاري‌، كنده‌ كاري‌ چوب‌، گره‌ چيني‌ و همچنين‌ ساير دست‌ آوردهاي‌ صنايع‌ دستي‌ نمود يافته‌ و پيوندي‌ يگانه‌ ايجاد نموده‌ كه‌ فضاي‌ معماري‌ ايران‌ را آكنده‌ از زيبايي‌ معنوي‌ مي‌سازد و اين‌ خود زيبايي‌ ظاهري‌ را نيز به‌ همراه‌ دارد.


هنرهاي‌ سنتي‌ ايران‌ ، تجلي‌ نمادين‌ جهاني‌ ابدي‌ و ازلي‌ است‌ كه‌ اين‌ جهان‌ را محلي‌ گذرا و واسطه‌اي‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ مرتبه‌اي‌ والاتر به‌ منظور وصول‌ به‌ آرامش‌ دروني‌ مي‌داند.

معماري‌ با ساير هنرهاي‌ ايراني‌ ،تارهاي‌ به‌ هم‌ تنيدة‌ يكپارچه‌اي‌ است‌ كه‌ از يكديگر تأثير پذيرفته‌اند ؛ به‌ ويژه‌ صنايع‌ دستي‌ كه‌ علاوه‌ بر تزييني‌ بودن‌ و جنبه‌هاي‌ زيبايي‌ شناسانه‌، نقش‌ كاربردي‌ در زندگي‌ روزمره‌ افراد جامعه‌ دارد. صنايع‌ دستي‌ به‌ دليل‌ عدم‌ نياز به‌ سرمايه‌گذاري‌ بسيار و وجود مواد اولية‌ محلي‌ براي‌ توليد و وجود زمينه‌هاي‌ توسعه‌ در مناطق‌ مختلف‌ و ايجاد ارزش‌ افزودة‌ بالا، بخش‌ عظيمي‌ از نيروي‌ انساني‌ و اقتصادي‌ ايران‌ را به‌ خود مشغول‌ كرده‌ است‌ و اين‌ امر در معماري‌ سنتي‌ نقش‌ ِ بارزي‌ دارد.

صنايع‌ دستي‌ و معماري‌ همواره‌ مكمل‌ يكديگر بوده‌اند و داراي‌ ويژگي‌هاي‌ مشترك‌ مي‌باشند . بناهاي‌ ايراني‌ مانند مسجد، مناره‌، خانه‌، باغ‌، پل‌، قلعه‌، آب‌ انبارها و... هر كدام‌ به‌ نوعِ خاصي‌ از صنايع‌ دستي‌ نياز دارد كه‌ برخي‌ از انواع‌ آن‌ كاشي‌ كاري‌، مشبّك‌ كاري‌، نقاشي‌ ديواري‌، منّبت‌ كاري‌ و غيره‌ است‌. تنوع‌ اقليم‌ آب‌ و هوايي‌ در ايران‌ موجب‌ گوناگوني‌ بسيار در معماري‌ و تزيين‌ آن‌ گرديده‌ است‌ و در نتيجه‌ انواع‌ و اقسام‌ صنايع‌ دستي‌ در تزيين‌ معماري‌، نقشِ عمده‌اي‌ دارند.


صنايع‌ دستي‌ در رشته‌هاي‌ گوناگون‌ همچون‌: قالي‌بافي‌ ،گليم‌بافي‌، سفالگري‌ ،آبگينه‌ سازيِ محصولاتِ فلزي‌ ، سنگ‌تراشي‌، چوب‌ تراشي‌ ، حصيربافي‌ ، كاشي‌ كاري‌ تا رودوزي‌ها ارتباط‌ مستقيم‌ با معماري‌ دارد به‌ طوري‌ كه‌ ساخت‌ شكل‌ آنها بستگي‌ به‌ فضاي‌ معماري‌ سنتي‌ ايراني‌ دارد و همين‌ طور بعضي‌ از اجزاء و فضاهاي‌ معماري‌، متناسب‌ با كالاهاي‌ صنايع‌ دستي‌ ساخته‌ مي‌شود . معماري‌ سنتي‌ ايران‌ در ايجاد صورت‌هاي‌ مختلف‌ صنايع‌ دستي‌ نيز نقشِ عمده‌اي‌ را به‌ عهده‌ داشته‌ است‌ ؛ به‌ طور مثال‌ بافنده‌، اندازه‌ قالي‌ را براساس‌ وسعت‌ اتاق‌ها مي‌بافد و سفالگر براساس‌ جايگاه‌ سفال‌ در فضاي‌ ساختمان‌ شكل‌ و حجم‌ مورد نظر را مي‌سازد . هماهنگي‌ صنايع‌ دستي‌ با معماري‌ نه‌ تنها از نظر فرم‌ و رنگ‌ بلكه‌ از نظر محتوايي‌ نيز هم‌ خواني‌ دارد و هنرمند سعي‌ نموده‌، ارتباط‌ خويش‌ با طبيعت‌ و ديدگاه‌ معنوي‌ خويش‌ نسبت‌ به‌ هستي‌ را متجلي‌ سازد . صنايع‌ دستي‌ به‌ علت‌ تنوع‌ و وسعت‌ در رشته‌هاي‌ گوناگون‌، كاربردهاي‌ زيادي‌ در تزيين‌ معماري‌ دارد كه‌ شامل‌ چهار بخش‌ مي‌شود :


1- تزيين‌ نماي‌ بيروني‌ ؛

2- تزيين‌ فضاهاي‌ ورودي‌ ؛

3- تزيين‌ درونِ بنا ؛

4- تزيين‌ فضاي‌ اتصالِ درون‌ و بيرون‌ بنا

ايرانيان از ديرباز با عنصري به نام "گچ " آشنائي داشته اند. اين نكته را كشف آثار گچي در هفت تپه خوزستان كه مربوط به تمدن ايلامي است تائيد مي كند.

تزيينات‌ بيروني‌ ساختمان‌ بايد به‌ نحوي‌ باشد كه‌ در برابر تغييرات‌ آب‌ و هوا و نور خورشيد مقاوم‌ باشد و كيفيت‌ خود را از دست‌ ندهد. اين‌ تزيينات‌ بيش‌تر شامل‌ كاشي‌ كاري‌ به‌ صورت‌ معرّق‌ يا هفت‌ رنگ‌ مي‌باشد كه‌ علاوه‌ بر تزيين‌ بنا با نقوش‌ و رنگ‌هاي‌ گوناگون‌، عايقي‌ در برابر برف‌ و باران‌ و گرما و سرما است‌. كاشي‌ كاري‌ در معماري‌ ايران‌ در واقع‌ شناسنامه‌ بنا مي‌باشد و تاريخ‌ مشخص‌ و سيرِ تحولي‌ منظمي‌ را دارا است‌. با آغاز دوره‌ اسلامي‌، كاشي‌ كاري‌ در اماكنِ مذهبي‌ تجلي‌ خاصي‌ مي‌يابد، محراب‌ و گنبدِ مسجد شيخ‌ لطف‌ ـ الله‌ و گنبدِ مزار شاه‌ نعمت‌ اللّه‌ ولي‌ در ماهانِ كرمان‌، مسجد كبود تبريز و گنبد مسجد چهار باغ‌ اصفهان‌، نمونه‌ بارز اين‌ هنر مي‌باشد .


هنر سنتي ايران زمين

كاشي‌ كاري‌، مهمترين‌ ويژگي‌ تزيين‌ معماري‌ سنتي‌ ايران‌ است‌ كه‌ ادامة‌ همان‌ آجركاري‌ است‌. نكته‌ حائز اهميت‌ در كاشي‌ كاري‌ ايران‌ رنگ‌ لعاب‌ است‌، رنگ‌ كاشي‌هاي‌ ايراني‌ اكثراً فيروزه‌اي‌ و لاجوردي‌ بوده‌ و رنگ‌هاي‌ سفيد و سبز و طلايي‌ نيز در درجه‌ دوم‌ مي‌باشد و اين‌ رنگ‌ها در بين‌ هنرهاي‌ سنتي‌ ايران‌ مشترك‌ مي‌باشند .

فضاهاي‌ ورودي‌ بنا در معماري‌ ايراني‌ و خصوصاً بناهاي‌ مسكوني‌ و مذهبي‌ بخشِ مهمي‌ را به‌ خود اختصاص‌ داده‌ است‌ كه‌ با پوششي‌ به‌ صورت‌ سايه‌بان‌ با طاق‌ كماني‌ همراه‌ بوده‌ است‌ .تزيين‌ اين‌ قسمت‌ از بنا عموماً كاشي‌ كاري‌ است‌، در ضمن‌ نمونه‌هاي‌ آينه‌كاري‌ و مشبك‌ كاري‌ آجري‌ نيز وجود دارد . آينه‌ كاري‌ از هنرهاي‌ ظريفي‌ است‌ كه‌ در نماسازي‌ داخلي‌ بناها، در بالاي‌ ازاره‌ها ، زيردورها ، طاق‌ها، رواق‌ها ، شبستان‌ها، سرسراها و موارد ديگر به‌ كار مي‌رود . مقرنس‌ كاري‌ و گچ‌ بري‌ نيز از تزيينات‌ معماري‌ محسوب‌ مي‌گردد. مقرنس‌ كاري‌ كه‌ تداوم‌ آجر چيني‌ است‌ توازني‌ را القا مي‌نمايد كه‌ گويي‌ وظيفه‌ انتقال‌ سقف‌ يا گنبد بر پايه‌ها را داراست‌ و همانند نسبت‌ آسمان‌ به‌ زمين‌ است‌ .


تزيينات‌ داخلي‌ يك‌ بنا نسبت‌ به‌ نوع‌ آن‌ تفاوت‌هاي‌ گوناگوني‌ دارد و اين‌ تفاوت‌ در دوره‌هاي‌ گوناگون‌، تنوع‌ بيش‌تري‌ به‌ خود مي‌گيرد ولي‌ در همة‌ آنها وجوه‌ مشتركي‌ نيز وجود دارد و از آن‌ جمله‌ ايجاد فضايي‌ است‌ كه‌ انسان‌هاي‌ استفاده‌ كننده‌ از آن‌ بنا، آمالشان‌ در آن‌ تحقق‌ مي‌يابد و آرامش‌ مي‌يابند. در تزيين‌ داخلي‌ يك‌ بنا از تنوع‌ هنر صنايع‌ دستي‌ استفاده‌ بيش‌تري‌ مي‌توان‌ نمود. قالي‌ علاوه‌ بر زيرانداز بودن‌ يكي‌ از اجزاي‌ مهم‌ در تزيين‌ فضاي‌ داخلي‌ بناهاي‌ ايراني‌ مي‌باشد. زيرا كف‌ بنا را كه‌ انسان‌ها بر آن‌ مي‌نشينند و مي‌خوابند، مي‌پوشاند و گاه‌ نيز به‌ عنوان‌ تزييني‌ زيبا بر ديوار كوبيده‌ مي‌شود و گاهي‌ نيز از قالي‌هاي‌ دو طرفه‌ به‌ عنوان‌ سطحي‌ جدا كننده‌ بين‌ دو فضا استفاده‌ مي‌شود. نزديكي‌ طرح‌ و نقشِ قالي‌ با نقوشِ كاشي‌، نزديكي‌ و انسجامِ هنرهاي‌ ايراني‌ را بيان‌ مي‌دار.

منبع:www.tebyan.net

گچ بري

ايرانيان از ديرباز با عنصري به نام "گچ " آشنائي داشته اند. اين نكته را كشف آثار گچي در هفت تپه خوزستان كه مربوط به تمدن ايلامي است تائيد مي كند. به يقين اشكانيان و هخامنشيان نيز با اين عنصر و تكنولوژي ساخت تزئينات گچي آشنا بوده اند. گچبريهاي كوه خواجه در جنوب شرقي ايران مربوط به تمدن اشكاني است.

در عصر ساساني تكنيك و روشهاي خاص به همراه نقوش مختلف حيواني،‌ انساني،‌ گياهي و هندسي مورد توجه قرار گرفت و با تلفيق روشهاي مختلف مناظر جالب توجهي به دست آمد كه باعث شد تحولاتي در هنرهاي ديگر آن عهد و آغاز اسلام بوجود آيد.

با گسترش اسلام در ايران طرحهاي مختلف همچون "اسليمي " و "ختائي " در تزئين مساجد و مدارس به كار گرفته شد و در گچبري هاي بدست آمده تا زمان مغول از بهترين طرحها و نقشه ها استفاده مي شد. بطوري كه تا پيش از رواج كاشيكاري، گچ تنها عامل زيبائي و تزئين بناها و فضاهاي مذهبي شد محراب مسجد جامع اصفهان بيانگر رشد و شكوفائي اين هنر مي باشد.

با روي كارآمدن صفويان از گچبري تنها در داخل منازل اعيان و اشراف وقت استفاده مي شد و تا دوران قاجار نيز استفاده از گچ ادامه داشت. در دوران پهلوي به دليل رواج گچبريهاي پيش ساخته اين هنر در سراشيبي سقوط قرار گرفت بطوري كه امروز استادان گچبر قديمي تنها به مرمت آثار باقي مانده از قديم مشغول هستند و كمتر استادكاري در پي خلق آثار بديع و جالب است.

امروز برخي از آثار گچبري در ايران از شهرتي عالمگير برخوردار هستند. از ديگر هنرهائي كه در گچبري مورد استفاده قرار مي گيرند خطوط اسلامي و به خصوص خط نسخ مي باشند.

هنر سنتي ايران زمين

از محرابهاي معروفي كه با گچبري تزئين شده اند. محراب مسجد ملك كرمان (مربوط به سال 477 هجري قمري)، محراب مسجد زواره (در نزديكي اردستان با تاريخ 530 هجري قمري)،‌ محراب مسجد اولجايتو در مسجد جامع اصفهان (مربوط به سال 710 هجري زمان حكومت سلطان محمد خدابنده،‌ معروف به اولجايتو و محراب مسجد آقانور(كه در سال 1039 هجري قمري ساخته شده است) مي باشد.

از اساتيد معروف اين هنر در حال حاضر استاد رضا اعظمي و استاد حسن رياحي هستند. از آثار معروفي كه استاد اعظمي ساخته است محراب گچبريهاي هارونيه است.

از آثار استاد حسن رياحي نيز مي توان به گچبري هائي كه در خانه هاي قديمي به جا مانده از دوران صفويه و قاجار همچنين بازسازي گچبريهاي خانه معروف امام جمعه و مرمت و قطاربندي ها و آينه كاريهاي شهشهان اشاره كرد.

در سالهاي پس از پيروزي انقلاب سازمانهاي ذيربط و مسئول همچون سازمان ميراث فرهنگي و ساير نهادها با استفاده از استادكاران و شاگردان مستعد آنان به مرمت بسياري از شاهكارهاي گچبري بناهاي قديمي پرداخته و در راه احياء اين هنر اصيل ايراني گام هاي موثري برداشته اند.


معماری معاصر ایران

برآمدن:

نخستین آشنایی گسترده ایرانیان با «معماری اروپایی» در دوره قاجار اتفاق افتاد و تمایل به تقلید و ایجاد بناهایی مشابه در میان اشراف قاجار و سپس مردم میانه حال ایجاد شد. قاجاریان از طریق عکس‌ها و کارت پستال با معماری اروپا آشنا شدند و از این رو ساختمان‌های این دوره بدون آگاهی دقیق از قواعد سبک‌های اروپایی ایجاد می‌شدند. تحت تاثیر معماری اروپا، خلاقیت‌های فضایی در معماری قاجار نسبت به سبک‌های قبلی معماری ایرانی، افزایش یافت و فضاها به گشایش و سبکی بیش‌تری در قیاس با الگوهای قدیمی رسیدند. در سال ۱۲۴۳ خورشیدی (۱۸۶۴ میلادی) ممتحن‌الدوله به عنوان نخستین معمار تعلیم دیده ایرانی در اروپا، به ایران بازگشت و ساخت بناهای مهمی، از جمله مسجد و مدرسه سپهسالار و مجلس شورای ملی، به او رجوع شد. با این حال نتوانست تحول مهمی در معماری عصر خود ایجاد کند.

در اوایل دوره رضا شاه به دنبال برنامه‌های تجدد طلبانه، گرایش‌های متفاوتی به رهبری معماران ایرانی تحصیل کرده اروپا و معماران اروپایی که از طرف دولت به ایران دعوت شده بودند در برابر معماری سنتی پدیدار شد. معماری آنان انعکاس مستقیم تحولات معماری مدرن اروپا بود. آنان مصالح جدید به ویژه بتن، فولاد و شیشه و روش‌های نوآورانه در اجرای سازه را جایگزین روش‌های پیشین کردند. مهم‌ترین این تغییرات، استفاده از بتن بود که امکانات بی‌سابقه‌ای از لحاظ سازه و زیبایی شناسی در اختیار معماران ایرانی گذاشت. بزرگ‌ترین هدف معماران این عصر تغییر روش‌های سنتی ساخت و ساز به شیوه‌های روز دنیا و ترویج معماری مدرن در ایران رضاشاهی بود...

در سال ۱۳۱۹ دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در سه رشته، از جمله معماری، تاسیس شد. در سال‌های بعدی نخستین فارغ‌التحصیلان معماری دانشگاه تهران وارث نسل اول معماران ایرانی که همگی تحصیل‌کرده اروپا بودند، شدند. آنان تاثیرگذارترین گروه در تثبیت اصول و مفاهیم معماری مدرن در ایران بودند. از عوامل دیگر گسترش معماری مدرن، آغاز ساخت و ساز شهرک‌های و انبوه‌سازی مسکونی در سال‌های دهه بیست و سی خورشیدی بود. تا اواسط دهه ۱۳۲۰ خورشیدی، ساخت واحدهای مسکونی در شهرها و روستاها بیش‌تر به روش سنتی و با استفاده از مصالح بومی از قبیل خشت، چوب و کاهگل صورت می‌گرفت. اما از پایان جنگ جهانی دوم، حرکتی برای ساخت واحدهای مسکونی جدید آغاز شد که در آن‌ها از مصالحی مانند آجر، تیرآهن و بتن به کار برده می‌شد. تا سال ۱۳۳۵ واحدهای مسکونی جدید چهل و چهار درصد بافت شهرری را تشکیل می‌دادند و تا سال ۱۳۴۵ این نسبت به پنجاه و شش درصد افزایش یافت. در دهه های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی، گرایش به معماری مدرن از طریق ساخت خانه‌ها و مجتمع‌های مسکونی در اوج خود بود.

File:Azadi Monument.jpg

سبک ها:


سبک ملی:

سبک ملی -که در دوران محمدرضا پهلوی به این عنوان نامیده شد- در جست و جوی هویت ملی و بازگرداندن سنت‌های معماری ایران باستان از سوی حکومت رضاشاه پدیدآمد و حمایت شد. از نظر پدیدآورندگان سبک ملی، معماری سنتی ایران جوابگوی نیازهای متجدد ساختمانی نبود و در برابر معماری اروپا تکنیک مدرن مناسب برای پاسخگویی به نیازهای جدید را داشت. از این رو با حفظ کالبد اروپایی بناها، عناصر معماری ایران را با آن آمیختند و سبکی بی‌آنکه از سیر تطور برخوردار باشد، خلق کردند.

رضا شاه به باستان‌شناسان ایرانی و غیرایرانی که در ایران مشغول کار بودند، امر می‌کرد تا در معماری باستانی ایران مطالعه کنند و حاصل را در خدمت سبک ملی و معماری بناهای رضاشاهی قرار دهند.

قلیچ باغلیان، کریم طاهرزاده بهزاد، نیکلای مارکف و آندره گدار بناهایی با این سبک پدیدآوردند.

پرونده:Iran Foregn Ministry Entrance.JPG


معماری شبه مدرنیستی ایران:

گرایش به معماری مدرن از سال‌‌های میانی حکومت رضا شاه، از سوی معمارانی چون گابریل گورکیان، وارطان هوانسیان، پل آبکار و رولان مارسل دوبرول حمایت می‌شد. معماری این افراد تحت تاثیر معماری مدرن مکتب وین، معماری اکسپرسیونیست آلمان قبل از دهه ۱۹۳۰ میلادی و آرت نووی فرانسه شکل گرفت.

وارطان هوانسیان که نماینده این گروه و شیفته جریان تجددخواهی عصر رضاشاه بود، در یادداشت‌های خود معماری مدرن ایران را با کشف حجاب مقایسه می‌کرد و معتقد بود همان‌گونه که زنان پیش از این در زیر چادرهای سیاه محبوس بودند، خانه‌های نیز زیر دیوارهای بلند و کاهگلی محصور بودند و معماری مدرن با به کار بردن شیشه و آهن بناها را از حجابی که گرفتارش بودند رهانید.

ولی در نهایت هیچ‌یک از معماران مدرنیست ایرانی نتوانستند به اصول معماری مدرن شکل گرفته بعد از چهارمین کنگره سیام وفادار بمانند و حتی هوانسیان در پی دادن رنگ و بوی ایرانی به کارهای خود رفت. در دوره محمدرضا پهلوی، جریان‌های متعدد معماری، جای خود را به جریان غالب و تاثیرگذار معماری مدرن داد. معماری مدرن شکل گرفته در این دوره عمدتا از مجرای کارهای معماران و اندیشه‌های جریان‌ساز اروپایی از جمله سبک بین‌المللی، مدرسه باوهاوس، کارهای لو کوربوزیه، فرانک لوید رایت، ریچارد نویترا، آلوار آلتو و جیمز استرلینگ حمایت می‌شد و ماحصل آن صورت ایرانی معماری مدرن بود که «شبه مدرنیستی» نام‌گذاری گردید. این سبک برخلاف معماری مدرن که سعی در نزدیک ساختن فضاهای عمومی و خصوصی دارد، مانند نمونه‌های گذشته معماری ایران از قواعد جدایی فضاهای عمومی و از خصوصی تبعیت می‌کند.‌ در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی، معماران چون مهدی علیزاده، لطیف ابوالقاسمی، فرامرز شریفی و ایرج کلانتری دست به تجربیاتی زدند که تا حد زیادی متاثر از معماری مدرن ولی درآمیخته با حال و هوای معماری ایرانی بود و از این رو «شبه مدرنیستی» شمرده می‌شد.

پرونده:Jeep building 1.JPG


منبع:www.islamicartz.com

خوشنویسی

نوشتار اصلی: خوشنویسی اسلامی

خوشنویسی بارزترین هنر اسلامی است خوشنویسی را می‌توان شاخص‌ترین هنر در پهنهٔ سرزمین‌های اسلامی دانست، و آن‌را به مثابهٔ زبان هنری مشترک برای تمامی مسلمانان تلقی کرد. هنر خوشنویسی همواره برای مسلمانان اهمیتی خاص داشته‌است، زیرا در اصل، آن‌را هنر تجسم کلام وحی می‌دانسته‌اند. در سرزمین‌های اسلامی خط زیبا را نه فقط در نگارش قرآن، بلکه در اغلب هنرها به‌کار می‌بردند

در هنر اسلامی تزئینات خطی و خوشنویسی در همه جا به‌چشم می‌خورد در کتیبه‌های دیوارها و گنبدهای بناهای مختلف مذهبی و غیر مذهبی، منبرها، سکه‌ها، سفالینه‌ها، ظروف فلزی، سلاح‌ها، لباس‌ها و منسوجات، نسخه‌های خطی اسناد و کتاب‌ها و قطعات هنری تذهیب شده و درهمه جا از خط به عنوان عاملی تزئینی بهره گرفته‌اند.

در ابتدا از خط کوفی برای کتابت استفاده می شد. بهدها برای کاربردهای گوناگون نیاز به خطوط دیگری به وجود آمد که به اقلام ششگانه معروف شد. ابن مقله در قرن سوم و ابن بواب در قرن چهارم این اقلام خوشنویسی را قاعده مند و زیبا کردند. اقلام ششگانه عبارتند از : نسخ، ثلث، محقق، ریحان، توقیع و رقاع. میرعلی تبریزی در قرن هشتم بر اساس خطوطی که از پیش وجود داشت داشت، نستعلیق را به وجود آورد که ذوق ایرانی به خوبی در آن پیداست و به عروس خطوط اسلامی شهرت دارد پس از نستعلیق ، هنرمند تبریزی سبحان مهرداد محمدپور خط سبحان را پدید آورد که اولین خط قانونمند ایرانی بعد از نستعلیق می باشد این خط با توجه به تنوع های مختلف برای کتابت و کتیبه نویسی نیز کاربرد دارد .

File:Fath Ali Shah Qajar Firman in Shikasta Nastaliq script January 1831.jpg

منبع:wikimedia.com

نقاشی

هنر نگارگری یا نقاشی هرگز آنگونه که در هنر مسیحیان یا بودائیان مورد احترام بوده در سرزمین‌های اسلامی مورد توجه قرار نگرفته است. به‌نظر می‌رسد که اسلام در دوران‌های اولیهٔ تاریخ خود، هنر نقاشی را به دیدهٔ خصومت می‌نگریسته است. چرا که در آن زمان هنرهای زیبا با اعتقادات و مراسم مذهبی مشرکین آمیختگی داشت. نقّاشی و مجسمه‌سازی مظهری از شرک بود که اسلام مأموریت دفع و انهدام آن را داشت.

با ظهوراسلام و طی حکومت امویان و عباسیان نمونه‌های نادری از نقاشی مشاهده می‌شود حتی در دوران سلسله‌های ایرانی سامانیان، غزنویان و آل بویه نیز عمدهٔ آثار به دست‌آمده شامل مصورسازی کتاب‌ها می‌باشد و کمتر شامل نقاشی دیواری کاخ‌هاست.

نقاشی اسلامی، به‌ویژه در سده‌های اولیه، وسیله‌ای بیان مستقلی نبود بلکه به‌نوعی مکمل ادبیات به‌حساب می‌آمد. اولین آثار نقاشی اسلامی، حاصل تلاش نقاشان، در کار مصور ساختن بعضی از متون ادبی است. آنان محتوای آثار خود را از متن این کتب می‌گرفتند و بسته به ذوق خود، آن را در قالب اشکال زیبا ارائه می‌کردند. به‌طور کلی موضوع نقاشی اسلامی عبارت است از تصویرسازی کتاب‌های معتبر ادبی و مذهبی. همچنین، عنوان می‌شود که مسلمین در حین ترجمهٔ آثار یونانی و بیزانسی تصاویر این کتب را نیز کپی برداری کرده‌اند.

اما به‌تدریج نقاشی در سرزمین‌های اسلامی اهمیت یافت. با سقوط خلافت عباسی طی دوره ایلخانی هنرهای کتاب‌سازی و نقاشی رشد شگرفی کرد. تاثیر هنر چینی و نقاشی‌های آسیای شرقی و مرکزی در این دوران مشهود است. سنت نقاشی ایلخانی در دوره‌های خلافت فاطمی در مصر و تیموریان در ایران، عثمانی‌ها در ترکیه و گورکانیان در هند پی گرفته شد. هنر نقاشی اسلامی در دوره صفوی به اوج رسید و در دوران زند و قاجار رنگ و بویی تازه یافت.

File:Kamal-ud-din Bihzad 001.jpg

منبع:wikipedia.com

حجاب در ایران باستان

در حالی كه در جهان بدحجابی و بی حجابی شیوع پیدا كرده و در اثر همین كار، فساد و بی بندوباری، بسیاری از كشورهای دنیا را فراگرفته، عده ای گمان می كنند كه حجاب مخصوص دین مقدس اسلام است، در حالیكه این توهم صحیح نیست. زیرا آنچه به طور خلاصه می توان گفت آن است كه: تمام ملل و مردم جهان، زنانشان دارای حجاب بوده اند اگرچه در كیفیت پوشش فرق داشته اند.


با كندوكاو در تاریخ ایران باستان و آثار بجای مانده از آن دوران كه اغلب مردم شان كیش زرتشت داشتند، چنین بدست می آید كه زنان ایران از دیرباز حجاب و اخلاق نیكو و پاكدامنیشان زبانزد همه بوده است و این حقیقت نیز روشن می شود كه با ورود اسلام به ایران، حجاب وارد ایران نشده است، بلكه بانوان ایران از قدیم الایام حجاب داشته اند. در تاریخ آمده است كه: هنگامی كه سه تن از دختران كسری (شاهنشاه ساسانی) را به همراه غنائم فراوان نزد عمر آوردند وی دستور داد با آوازی بلند روی آنان فریاد كشند كه پوشش از چهره برگیرند تا مسلمانان آنها را ببینند و خریداران بیشتر با پول زیادتری پیدا شوند. دوشیزگان ایرانی از برهنه كردن صورت خودداری كردند، و یك مشت بر سینة نماینده عمر زدند و آنان را از خود دور ساختند.
همچنین در جاهای مختلف شاهنامه سخن از زن نیكوی ایرانی و حجاب او به میان آمده است كه از این اشعار استفاده می شود كه زنان ایرانی از دیرباز حجاب داشته اند. اكنون به برخی از این اشعار توجه فرمائید:
چنین گفت شیرین كه ای مهتران
جهان گشته و كار دیده سران
سه چیز باشد زنان را بهی
كه باشند زیبای گاه مهی
دگر آنكه فرّخ پسر زاید او
زشوی خجسته بیفزاید او
سه دیگر كه بالا و رویش بود
به پوشیدگی نیز مُوَیش بود
بدانگه من جفت خسرو بُدَم
به پوشیدگی در جهان نو بُدَم
بگفت این بگشاد چادر زروی
همه روی ماه و همه پشت موی
مرا از هنر موی بُد در نهان
كه او را ندیدی كس اندر جهان
نمودم همه پشت این جادویی
نه از تنبل و مكر و ز بدخویی
نه كس سوی من پیش از این دیده بود
نه از مهتران نیز شنیده بود
سخن تهمینه همسر رستم:
به گیتی ز خوبان مرا جفت نیست
چون من زیر چرخ كبود اندكیست
كس از پرده بیرون ندیدی مرا
نه هرگز كسی آواز شنیدی مرا

سخن منیژه:
منیژه منم دخت افراسیاب
برهنه ندیده رخم آفتاب

ویل دورانت دربارة حجاب زنان ایران می نویسد:
در نقشهایی كه از ایران باستان برجای مانده هیچ صورت زن دیده نمی شود این نقشها نشان می دهد كه زنان دارای حجاب، مخصوصاً با چادر بوده اند.
نویسندة كتاب پوشاك باستانی ایرانیان در این رابطه می نویسد:
تاریخ نویسان دربارة پوشاك آن زمان اكثراً به سكوت گذرانده اند .... با این وصف از روی برخی نقوش كه از آن زمان به جای مانده، به زنانی از این دوره بر می خوریم كه از پهلو بر اسب سوارند، اینان چادری مستطیل بر روی همة لباس خود افكنده اند و در زیر آن یك پیراهن دامن بلند، و زیر این نیز یك پیراهن دیگر بلند تر تا به مچ پا نمایان است.
با این حال لباس مذهبی زرتشتیان در حال حاضر نشان دهندة وجود حجاب در دین زرتشت است. زرتشتیان دارای جامه ویژة مذهبی هستند كه هر فرد پسر یا دختر، پس از رسیدن به سن پانزده سالگی، باید آن را به تن نماید. بگونه ای كه نپوشیدن آن جامة مذهبی باعث ایجاد دیو «در وج ناسو»شمرده است.
این لباس «سدره و كُشتی» نام دارد و كیفیت آن، كه می تواند پوشش كاملی برای زنان به حساب آید. تمام بدن را می پوشاند. و از نظر زرتشت بر هر یك از مرد و زن واجب است كه هنگام انجام مراسم عبادی و نیایش، سر خود را بپوشانند. بنا به گفتة مؤبد «رستم شهرزادی» پوشش زنان باید به گونه ای باشد كه هیچ یك از موهای سرزن از سرپوش بیرون نباشد ذرخرده اوستا به طور صریح چنین آمده است:
«همگان نامی ز تو برگوییم و همگان سر خود را می پوشیم آنگاه به درگاه دادار اهورا مزدا نماز می كنیم»
بنابراین حجاب در كیش زرتشت مانند سایر ادیان وجود داشته است و این یك ضرورت اجتماعی است كه آیینهای آسمانی به آن توجه كرده اند و مورد تأكید قرار داده اند، هرچند كه عده ای از تعالیم دینی خود سرپیچی می كنند و رو به سوی بدحجابی و بی حجابی می آورند.

http://www.hijabnews.net/images/docs/000016/n00016438-b.jpg

منبع:irangreat.blogfa.com

معماری ایرانی

کلیه بررسی‌ها و کاوش‌های باستانشناسی حکایت از آن دارد که سابقه معماری ایران به حدود هزاره هفتم قبل از میلاد می‌رسد. از آن زمان تا کنون پیوسته این هنر در ارتباط با مسائل گوناگون، بویژه علل مذهبی، توسعه و تکامل یافته‌است.

معماری ایران دارای ویژگیهایی است که در مقایسه با معماری کشورهای دیگر جهان از ارزشی ویژه برخوردار است: ویژگیهایی چون طراحی مناسب، محاسبات دقیق، فرم درست پوشش، رعایت مسائل فنی و علمی در ساختمان، ایوانهای رفیع، ستونهای بلند و بالاخره تزئینات گوناگون که هریک در عین سادگی معرف شکوه معماری ایران است.

پیش از اسلام:

    شیوه پارسی تا سده چهارم پیش از میلاد، شامل:
        شیوه پیش پارسی تا سده هشتم پیش از میلاد، مثال چغازنبیل
        شیوه مادی سده هشتم تا ششم پیش از میلاد
        هخامنشیان سده ششم تا سده چهارم پیش از میلاد، که ظهور آن در شهرهای دیدنی که برای مدیریت و سکونت استفاده شد (همانند تخت جمشید، شوش، اکباتان)، (معبدهایی که برای عبادت و همایشهای اجتماعی ساخته شده اند (همانند معابد زرتشتی)، و آرامگاههایی که برای احترام به پادشاهان منقرض شده استفاده شده است (همانند آرامگاه کوروش کبیر)
    شیوه پارتی سده چهارم پیش از میلاد تا صدر اسلام،که شامل طرحهای زیر میشود:
        دوره سلوکیان شامل معبد آناهیتا، ستونهای خورهه
        اشکانیان ارگ کهن نسا
        ساسانیان مثال: قلعه دختر، طاق کسری، بیشاپور

File:Takht-jamshid.jpg

پس از اسلام:

    شیوه خراسانی (صفاریان، طاهریان، غزنویان و...) از ابتدای قرن چهارم هجری شمسی تا پایان قرن چهارم؛ مثال:مسجد جامع نائین، مسجد جامع اصفهان
    شیوه رازی قرن پنجم تا اول قرن هفتم (قرن یازده میلادی تا حمله مغول) که شامل روشها و ابزارهای دوره های زیر میشود:
        سامانیان: مثال: آرامگاه اسماعیل سامانی
        [[غزنویان}} مثال: برج گنبد قابوس
        سلجوقیان برج‌های خراقان
        خوارزمشاهیان
    شیوه آذری (ایلخانیان و تیموریان) از اول قرن هفتم تا اول قرن دهم، مثالها: سلطانیه، ارگ تبریز، مسجد جامع ورامین، مسجد گوهرشاد، مسجد بی‌بی خانم در سمرقند، مقبره عبدالصمد اصفهانی، گور امیر، مسجد جامع یزد، منارجنبان
    شیوه اصفهانی (صفویان، افشاریه، زندیه و قاجاریه) از اول قرن دهم تا اواسط دوره قاجاریه؛ مثالچهل ستون، عالی قاپو، مسجد آقابزرگ، کاشان، مسجد شاه، مسجد شیخ لطف الله،
    معماری معاصر (پهلوی، بعد از انقلاب ۱۳۵۷) از اواسط دوره قاجاریه تا کنون

از شش شیوه معماری ایران دو شیوه پارسی و پارتی مربوط به پیش از اسلام و چهار شیوهٔ دیگر مربوط به دوره اسلامی می‌باشد. غربی‌ها برای شیوه‌های اسلامی نام‌هایی را به کار می‌برند مانند شیوه‌های اموی و عباسی.

File:Azadi Monument.jpg

منبع:ویکیپدیا

مسجد وکیل

مسجد وکیل شیراز در مجموعه بناهای زندیه، در کنار بازار وکیل و حمام وکیل در مرکز این شهر قرار دارد.

این بنا یکی از بناهای زیبا و بسیار مستحکم دوره زندیه می‌باشد که از لحاظ هنری و معماری دارای اهمیت زیادی است، این مسجد بدستور کریم خان زند ساخته شده‌است. طرح این مسجد دو ایوانی بوده و دارای دو شبستان جنوبی و شرقی است.
شبستان جنوبی با ستون‌های سنگی یکپارچه و مارپیچ از شاخصه‌های معماری ایرانی واز مناطق دیدنی این مسجداست که دارای ۴۸ ستون سنگی یکپارچه می‌باشد.

مساحت این شبستان در حدود ۵ هزار متر مربع است و منبر چهارده پله‌ای یکپارچه از سنگ مرمر از زیبائیهای قسمت شبستان می‌باشد. گویند به فرمان کریم خان این سنگ از مراغه به شیراز آورده شد.
در سمت شمال مسجد طاق بلند و مهمی ساخته شده که به طاق مروارید معروف است و در دور این طاق با قلم درشت و خط ثلث عالی یکی از سوره‌های قرآن به صورت هلالی نوشته شده‌است.

این مسجد بر طبق بافت معماری سنتی این مرز و بوم در یک مجموعه اجتماعی قرار گرفته و هماهنگی زیبایی را در پیوند دین و دنیا، بوجود آورده‌است.کاشی کاری صحن و ایوان‌های شمالی و جنوبی نیز بسیار زیبا و از انواع هفت رنگ و معرق می‌باشد.

مسجد وکیل در سفرنامه به سوی اصفهان پیرلوتی این گونه معرفی شده‌است: "امروز خوشبختانه موفق شدم وارد مسجد کریم خان شوم بی شبهه اگر مدتی در این جا بمانم به همه محل‌هایی که دخول به آنها اکنون به طور کامل برایم ممنوع است، وارد می‌شوم. مردم این شهر نسبت به من بسیار ملایم و مهربانند. خطوط و نقوش معماری مسجد، ساده و بی آلایش است، ولی در همه جا، میناکاری و رنگ‌های سبز و قرمز دیده می‌شود و این تجمل به حد افراط رسیده‌است هیچ قسمتی از دیوار را نمی‌توان یافت که به دقت میناکاری نشده باشد. اکنون در کاخی لاجوردین و فیروزه فام هستیم." بنای مسجد وکیل در پروژه مستند زندیه به طور کاملا دقیق و با جزییات کامل به شکل سه بعدی شبیه سازی گردیده است.

File:Vakil Mosque Shabestan.jpg

پرونده:DSC00034.JPG

منبع:ویکیپدیا

کتیبه و سنگ نوشته های ایرانی

سنگ‌نبشته بیستون:

سنگ‌نبشته بیستون بزرگترین سنگ‌نبشتهٔ جهان، نخستین متن شناخته شدهٔ ایرانی و از آثار دودمان هخامنشیان (۵۲۰ پ. م) واقع در شهرستان بیستون در سی کیلومتری شهر کرمانشاه بر دامنه کوه بیستون است.سنگ‌نبشته بیستون یکی از مهمترین و مشهورترین سندهای تاریخ جهان و مهم‌ترین متن تاریخی در زمان هخامنشیان است. که شرح پیروزی داریوش بزرگ را بر گوماته مغ و به بند کشیدن یاغیان را نشان می‌دهد.


محوطه بیستون از آثار ملی ایران است و خود این اثر هم از سال ۲۰۰۶ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است.

File:Kermanshah-bisotoun inscription.jpg

سنگ‌نبشتهٔ بیستون در ارتفاع چند ده متری از سطح زمین و بر دامنهٔ رو به جنوبی کوه پراو ساخته شده‌است و از آثار به جای مانده از پلکانی در قسمت بالایی کوه بیستون احتمال می‌رود که سنگ تراشان از این راه برای رسیدن به محل استفاده می‌کرده‌اند و پس از پایان کار پکان را به منظور غیرقابل دسترس کردن اثر تراش داده‌اند. سنگ‌نبشتهٔ بیستون بر سنگ‌هایی از جنس آهک ایجاد شده که از آثار رنگ لعاب قهوه‌ای مانندی که پس از همراه شدن با ذرات اکسیده شده آهک و همچنین بقایای سربی که در چند سطر نخست اثر دیده شده‌است به نظر می‌آید در پایان کار برای افزایش طول عمر اثر تمام نمای آن را با اندودی ناشناخته پوشانده‌اند.

http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1391/6/25/212808_587.jpg

کتیبه‌های پی‌بنای کاخ آپادانا تخت جمشید:


کتیبه‌های پی‌بنای کاخ آپادانا تخت جمشید هشت کتیبه باستانی است که از دوران زمامداری داریوش بزرگ به جا مانده‌است. این کتیبه‌ها از زیر ستون‌های کاخ آپادانا تخت جمشید کشف شده‌است. چهار کتیبه از این کتیبه‌ها از جنس طلا و چهار کتیبه دیگر از جنس نقره می‌باشند.

File:Corner of the Apadana Darius the Great inscription.jpg

بزرگترین و باشکوهترین کاخ داریوش اول، کاخ آپادانا تخت جمشید بوده‌است. بنای این کاخ در تاریخ ۵۱۵ پیش از میلاد آغاز شد و تکمیل آن سی سال طول کشید. ساختمان این کاخ بزرگ و با شکوه، کاری ماندنی محسوب می‌شد، به همین سبب داریوش بزرگ فرمان داد تا نام و نشان و ویژگی‌های ایرانشهر (ایران) را بر چهار کتیبه (خشت) طلایی و چهار کتیبه نقره‌ای، به سه زبان و خط پارسی باستان، بابلی و ایلامی حک کنند و چهار جعبه سنگی که هر کدام ۴۵ سانی‌متر طول و عرض و ۱۵ سانتی‌متر بلندی داشت، ساختند و در هر جعبه، یک کتیبه طلایی و یک کتیبه نقره‌ای به همراه چند سکه، از نوع سکه‌های ایونیه و لودیه و یونان، که در آن روزگار رواج داشت (در سال ۵۱۵ پیش از میلاد هنوز سکه‌های داریوش، موسوم به داریک یا داریوشی، ضرب نشده بود) قرار دادند و در چهار گوشه تالار کاخ، زیر پی دیوار آپادانا، با تخته سنگ‌هایی گران مدفون ساختند.


منبع:ویکیپدیا

تاریخچه‏ ی شعر پارسی

تاریخچه‏ ی شعر پارسی پیش از اسلام:

آن‌چه می‌توان گفت و باید گفت این است که شعر ایرانی براساس سندهای موجود به روزگار زردشت می‌کشد و ازگاتاها که سرودهای مذهبی ایران باستان است و در انتساب آن‌ها به زردشت هیچ تردیدی نیست آغاز می‌شود و پس از آن دیگر قسمت‌های اوستاست و منظومه‌های دیگری که به زبان پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی پیدا شده است، مانند درخت آسوریک و یادگار زریران و جاماسب‌نامه.

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

پیدایش شعر پارسی در دوره اسلامی:

نخستین شاعران پارسی‌سرا (مراد از پارسی در اینجا فارسی دری و در مقابل فارسی میانه است) در دربار یعقوب لیث صفاری پدیدار شدند. اگر چه نمونه‌هایی از شعر به زبان پارسی دری، پیش از این دوران وجود دارد، ولی بررسی آنها مشخص می‌کند که در زمان سروده‌شدنشان شعر پارسی هنوز قوام نیافته‌بود، چرا که وزن آنان به طور مطلق عروضی نیست. در اینجا نمونه‌ای از اینگونه اشعار (که تعدادشان انگشت شمار است) می‌آوریم. این قطعه شعری نگاشته‌شده در آتشکده کرکوی واقع در سیستان است:
فُرخته باذا روش         خُنیده کرشسپِ هوش
همی برست از جوش         اَنوش کن می‌انوش
دوست بَذآگوش         بَذآفرین نهاده گوش
همیشه نیکی کوش         که دی گذشت و دوش
شاها خدایگانا         بآفرین شاهی

محمد سگزی و بسام کورد از نام‌های چند تن از سرایندگان دربار یعقوب است. باید گفت شعر در دوره اسلامی پس از وقفه‏ای چند صد ساله با الفبای عربی پدید آمد.ادبیات فارسی دری بیشتر در مناطق شرقی و شمال شرقی؛ یعنی در سیستان و خراسان و فرارود (ماوراءالنهر) پا گرفت و در دوره سامانی، در قلمرو شعر و نثر استقرار و گسترش یافت. در قلمرو شعر و شاعری، شاعران بزرگی چون رودکی، شهید بلخی، ابوشکور بلخی و اندکی بعد فردوسی نقش‏آفرینی کردند.

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

شعر نو:

 
شاعران پارسی زبان تا پیش از ظهور نیما یوشیج همواره بر همان الگوها و قالب‏های سنتی وفادار بودند و شعر پارسی محدود و محصور در اوزان و افاعیل عروضی به سر می‏برد و بر پایه ‏ی همان چهارچوب‏ها با معیار مصراع و بیت سنجیده می‏شد. نیما یوشیج با كوتاه و بلند کردن مصرع‌ها و جابجایی قافیه ‏ها، بدعتی در موسیقی شعر بوجود آورد و اگرچه وزن را برای شعر لازم و حتمی می‌شمرد ولی آن را مبنی بر امتداد مصوتها و تكیه كلمات می‌دانست، نه آن‏که همچون شعر قدیم وزن بیت یا مصراع، معیار تعیین وزن شعر به شمار آید.

موسیقی و آهنگ شعر محدود به قالب عروضی و بحر شعر نیست بلکه در نوع پیوستگی کلمات با یکدیگر و ایقاع‏های شعر، موسیقی شگفت‏ انگیزی احساس می‏شود که کم از موسیقی و وزن شعر نیست. زیرا شعر دو موسیقی دارد :

1-موسیقی بیرونی که همان وزن عروضی است بر اساس کشش هجاها و تکیه‏ ها.

2-موسیقی درونی که عبارتست از هماهنگی نسبت ترکیبی کلمات و طنین خاص هر حرفی در مجاورت با حرف دیگر.

خاستگاه این دگرگونی در شعر پارسی را باید پیرو تحولات اجتماعی در دوران جنبش مشروطه‏ خواهی دانست که بنیاد جامعه را دگرگون ساخت.

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/d/db/GushtasbChowgan.jpg/405px-GushtasbChowgan.jpg

منبع:ویکیپدیا

معبد اناهیتا

«آناهیتا» به معنای پاک و دور از آلودگی در اعتقاد ایرانیان باستان الهه آب، فرشته نگهبان چشمه‌ها و باران و همچنین نماد باروی، عشق و دوستی بوده است. این اعتقاد از دوران پیش از زرتشت در ایران وجود داشته و در دوران‌های بعدی هم مورد توجه قرار گرفته است.

توجه به آناهیتا از دوره اردشیر دوم هخامنشی در ایران مرسوم شده و در دوره‌های تاریخی بعدی یعنی اشکانی و ساسانیان هم ادامه داشته است. در کتیبه‌های به‌جا مانده از این دوره‌های تاریخی اشاره‌ها و تصاویری از آناهیتا در کنار نام اهورا مزدا به چشم می‌خورد.
«در نقش برجسته طاق بستان، خسرو پرویز پادشاه ساسانی در میان اهورامزدا و آناهیتا ایستاده است. در این نقش برجسته، آناهیتا که در سمت راست شاه ایستاده، تاجی همانند اهورا برسر و در یک دستش حلقه فرایزدی را نگه داشته و در دست دیگرش کوزه‌ای است که از آن آب می‌ریزد.»


عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

به احترام این الهه ایرانی معابد و تندیس‌های فراوانی در دوره‌های تاریخی پیش از اسلام در سرزمین ایران ساخته شده است. از آناهیتا یادواره‌هایی (شامل معابد و کتیبه‌ها) در همدان، شوش، کازرون و آذربایجان، کرمانشاه و کنگاور به‌جای مانده است. معبد آناهیتا در کنگاور مشهورترین معبد منسوب به آناهیتا در ایران است.

در تقویم ایرانی روز دهم ماه آبان باستانی برابر با چهارم آبان فعلی به عنوان جشن آبانگان مشخص شده است. آبانگان جشن آناهیتا(آناهید)، الهه آب است. در جشن آبانگان، ایرانیان به ویژه زنان در کنار دریا یا رودخانه‌ها، الهه آب را نیایش می‌کردند.

پیشینه تاریخی معبد آناهیتا

بنای معبد آناهیتا در شهر کنگاور از شهرستان‌های استان کرمانشاه قرار دارد. این بنا بر روی تپه‌ای با ارتفاع ۳۲ متر و در ابعاد ۲۰۹ متر در ۲۲۴ مترساخته شده است. ارتفاع ستونهای این بنا نسبت به قطر آنها سه به یک است و این باعث شده در میان تمام معابد دنیا بی نظیر و منحصر به فرد باشد. معبد آناهیتا دومین بنای سنگی ایران پس از تخت جمشید است. هرچند در مورد ماهیت این بنا اختلاف نظر وجود دارد و برخی آنرا کاخ ناتمام خسرو پرویز دانسته‌اند ولی نظریه معروف‌تر بنا را معبدی برای الهه آناهیتا می‌داند.

نخستین حفاری‌های باستان‌شناسانه سال ۱۳۴۷ انجام شد و طبق تحقیقات اولیه، بنا را مکانی برای پرستش الهه آناهیتا در دوره اشکانی دانستند. در سال ۱۳۵۴ کاوش‌های بعدی و پیدا شدن سنگ‌کنگره‌ای مشابه تاق گرا در سرپل ذهاب این نظریه را مطرح کرد که ممکن است این بنا باقی‌مانده یکی از کاخهای خسرو پرویز در دوره ساسانی باشد که البته وجود شواهد دیگر به نظریه اول قوت بیشتری می‌بخشد.

این معبد از دوران اشکانی قابل احترام بوده و تیریدات‌ها (تیردادها – تعدادی از پادشاهان اشکانی) در معبد آناهیتا تاج گذاری می‌کرده‌اند. معبد آناهیتا در دوره ساسانیان هم مورد استفاده بوده و بازسازی شده است. کاوش‌ها نشان داده این معبد در دوران سلجوقی، ایلخانی، صفویه و قاجار به منظورهای دیگر مورد استفاده قرار می‌گرفته و از هر کدام از این دوران‌های تاریخی اثری در معبد به‌جا مانده است.

در نیمه اول قرن یکم بعد از میلاد مسیح ایسیدور شاراکس جغرافیدان یونانی اولین کسی که معبد آناهیتا را در کتاب خود قید نموده است آن را معبد آرتمیس نامیده است. از قرن نهم تا چهاردهم مورخان اسلامی از این منطقه دیدن نموده و مشاهدات خود را در گزارش‌هایشان ثبت کرده‌اند. ابن فقیه در کتاب مشهور البلدان نوشته است: «هیچ ستونی شگفت انگیز تر از ستونهای معبد آناهیتا کنگاور نیست.»

معبد آناهیتا به تدریج در طول سالیان دراز به تدریج تخریب شده است. آثار معمارى متشکل از گچ و آهک را مردم محلى براى تهیه گچ و آهک تازه استفاده مى‌کردند. در طول هزاران سال مردم کنگاور با ذوب گچ و آهک موجود در محوطه تاریخى، بقایاى ساختمانى معبد آناهیتا را نابود کرده‌اند. معبد پس از زلزله کنگاور در سال ۱۳۳۶ و ساخت و سازهای مردم تقریبا به یک خرابه تبدیل شده بود.


عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

http://www.vatanfa.com/wp-content/uploads/anahita-1701-mm1.jpg

منبع:tarikhdan.mihanblog.com

همه چیز در مورد سی و سه پل اصفهان

سی و سه پل اصفهان این پل که در نوع خود شاهکارى بى‏نظیر از آثار دوره سلطنت شاه‏ عباس اول است، به هزینه و نظارت سردار معروف او الله ‏وردى‏خان بنا شده. این پل در حدود ۳۰۰ متر طول و ۱۴ متر عرض دارد و طویل‏ ترین پل زاینده ‏رود است که در سال ۱۰۰۵ هجرى ساخته شده است. در دوره‌ صفویه ،مراسم‌ جشن‌ آبریزان‌ یا آبپاشان‌ ارامنه‌ در کنار این‌ پل‌ صورت‌ می‌گرفت‌. ارامنه‌ جلفا، مراسم‌ «خاج‌ شویان‌» را نیزدر محدوده‌ همین‌ پل‌ برگزار می‌کرده‌اند. پل‌ مزبور یکی‌ از شاهکارهای‌ معماری‌ و پل‌ سازی‌ ایران‌ و جهان‌ محسوب‌ می‌شود.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

و به روایتی دیگر:

این پل در سال (۱۰۱۱ ه.ق) باهتمام اللهوردیخان سپهسالار شاه عباس و بنا به فرموده شاه مزبور شروع به ساختمان گردید و به طورى که در عالم آراى عباسى نوشته شده داراى چهل چشمه (دهانه) بوده که از هر چشمه آب خارج مى‏گردیده، پلى بسیار عریض و طویل و مرتفع، شالوده آن با سنگ و آهک ریخته شده و با آجر و گچ بالا رفته و دو طرف پل غرفات و غلام گردشهاى بلند فوقانى ساخته و چشمه ‏هاى زیرینش زیاد با عرض و مرتفع و طول آن ۳۵۰ قدم و عرضش بیست قدم و شش معبر باین شرح داشته است:

۱- راه وسط که مخصوص عبور سواره و گردونه‏ها بوده است. ۲ و ۳ دو طرف پل که از میان گالالریها ى زیبا مى‏گذشت و به پیاده‏رو تخصیص داشت. ۴ و ۵ پشت بامهاى گالارى از دو طر ف که دور آن نرده داشته و موقع طغیان رود تفرجگاه باشکوهى بوده است، سرانجام گالاریهاى پل به وسیله پله‏هاى ظریف بزیر پل متصل مى‏شد و از زیر پل هم موقع کم آبى عبور مى‏کردند. ۶ از زیر پل بود.

مساحت این پل را سیاحان انگلیسى چهارصد و نود یارد تعیین کرده‏اند. هفت دهانه این پل گرفته شده و اکنون ۳۳ دهانه دارد و از این رو به پل ۳۳ چشمه شهرت دارد.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


این پل را بنامهاى: پل شاه عباسى – پل اللهوردیخان – پل جلفا – پل چهل چشمه – پل سى و سه چشمه خوانده‏اند و وجه تسمیه هر یک چنین است: ۱- پل شاه عباسى از آن جهت گویند که شاه عباس اول دستور بناى آن را داده است و چون بمباشرت و اهتمام اللهوردیخان ساخته شده به پل اللهوردیخان معروف گردیده و از لحاظ اینکه معبر مردم به جلفا بوده آن را پل جلف هم گفته‏اند و چون در ابتداء چهل چشمه داشته پل چهل چشمه و اینک سى و سه چشمه دارد به پل سى و سه چشمه اشتهار دارد.

این پل براى اتصال خیابان چهار باغ کهنه عباسى به خیابان چهارباغ بالا و باغ هزار جریب و عباس آباد ساخته شده است. این پل در جشن آبریزگان و آب پاشان محل اجتماع شاه و بزرگان و شعراء و رجال و سایر مردم بوده است.

شرحى را که سرپرسى سایکس انگلیسى راجع به این پل نوشته از نظر اینکه بسیار دقیق و وضع پل را در آخر قرن سیزدهم و اوائل قرن چهاردهم هجرى مجسم مى‏نماید عیناً در اینجا نقل مى‏گردد:

خیابان با شکوه چهارباغ از یک طرف به پل اللهوردیخان کشیده مى‏شود، که با این که حالیه روى بویرانى نهاده معذا از پل هاى درجه اول عالم به شمار مى‏آید، اینجا از یک شاهراه سنگ فرش شده وارد مدخل عمومى پل مى‏شوند شکل فوق العاده و شگفت آور این پل که ۳۸۸ یارد طول آنست مقابل یک جاده سنگ فرش شده‏اى به عرض ۳۰ پا بدین قرار ایت که در آن سه معبر در سه سطح مختلف تعبیه شده که یکى از آنها راه معمولى روى پل است که در دو طرف آن طاق نماهاى سرپوشیده ساخته‏اند. طاقنماها از طرفى برودخانه و از طرفى به همین جاده مشرف مى‏باشند، در بالا و پائین این طاقنماها که با تابلوى نقاشى شده تزیین یافته بود هر کدام یک پیاده روهائى است که با پله کانها باین راه اصلى وصل مى‏شود و در کنار سطح رودخانه معبر دیگرى است که به طول رودخانه امتداد مى‏یابد. تنها انتقاد مخالفى که براى ساختمان این پل مى‏شود کرد و آن از تصویر هم نمایان است آنکه، پل مزبور در مقابل جریان ضعیف و باریک زنده رود در بیشتر فصول سال بیش از، انداغزه جنبه ظرافت دارد.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد



در تاریخچه ابنیه تاریخى اصفهان درباره این پل تاریخى چنین نوشته است:

در انتهاى جنوبى خیابان چهارباغ پل اللهوردیخان است که به نام بانى و سازنده آن خوانده مى‏شود و در همان موقعى که شاه عباس دستور کاشتن درختان چهارباغ را مى‏داده رفیق و سپهسالار شاه نیز در ساختمان این پل به وسیله آجر و سنگ تراش فعالیتى به خرج می‏داد، وضعیت این پل با قدیمش تفاوت زیادى نکرده است. ایوانچه‏ها و غرفه‏هاى زیبا و متناسب طرفین پل که جاى نشستن اهالى و عبور و مرور است به همان حالت اولیه باقى مانده است. طول این پل ۲۹۵ متر و عرضش ۱۳/۷۵ متر مى‏باشد. نوشته‏اند که در ابتدا چهل چشمه داشته و به تدریج سى و سه چشمه شده در سنوات اخیر قسمت زیادى از بستر رودخانه را تصرف کرده و اشجارى غرس نموده بودند به طورى که چند چشمه پل از عبور آب محروم گشته ممکن بود بکلى متروک شود وى در سال ۱۳۳۰ که آقاى مصطفى خان مستوفى ریاست شهردارى اصفهان را داشت شهامت و شجاعت به خرج داد و اراضى مزبور را از تصرف غاصبین خارج و مجراى عبور آب چشمه‏ها را باز کرد و اقدام به ساختمان دیوارهاى سنگى در طرف شما رودخانه نموده که نوز آثارش پابرجا و عملیاتش زبانزد مردم این شهر است. در دوره صفویه ارامنه حق داشتند تا میدانى که اول پل احداث شده بود جمع شوند و مال‏التجاره و صنایع خویش را با صنعتگران اصفهانى تبدیل نمایند و حق نداشتند از این پل عبور کرده داخل شهر شوند در جل این پل مجسمه رضا شاه کبیر بر روى ستونى بارتفاع ۵ متر دیده مى‏شود که اسبى سوار و به طرف شما متوجه است اطراف این مجمسه فعلاً میدان ۲۴ اسفند و با میدان مجسمه نامیده مى‏شود.

در شمال شرقى پل یعنى اول خیابنى که به طرف شرق امتداد دارد ساختمان آجرى است که بیاد مقبره کمال الدین اسماعیل )قبرش در جهانباره است( ساخته شده و خیابان مزبور به نام آن بزرگوار نامیده مى‏شود که به طرف پل جوئى و خواجو امتداد دارد.

به طورى که ملاحظه شد گفتار تاریخچه ابنیه تارخى اصفهان وضع پل زاینده رود را در گذشته و حال تشریح کرده و اقتضاء داشت که براى استحضار سرگذشت پل ایام گوناگون درج گردد.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

http://sajadonline.persiangig.com/image/Yars-88/Esfahan_10_(L).jpg


تاورنیه سیاح فرانسوى راجع باین پل در سفرنامه خود که نظم الدوله ابوتراب نورى آن را ترجمه کرده چنین نوشته است:

پلى که در وسط خیابان تقاطع مى‏کند موسوم به پل اللهوردیخان که بانى آن بوده است مى‏باشند و آن را پل جلفا هم مى‏گویند. این پل تمام از آجر و سنگ بنا شده و سطح آن بیک میزان است. دو طرف آن از وسطش پست‏تر نیست، ۳۵۰ قدم طول و بیست قدم عرض دارد و زیر آن چندین چشمه و طاق از سنگ ساخته شده که خلى پست و کم ارتفاع است، در دو کناره پل راهروى به عرض هشت نه پا و به طول تمام امتداد پل که چندین طاق با پایه‏هاى مرتفع به ارتفاع ۲۵ یا ۳۰ پا سقف آن را نگاهداشته‏اند دیده مى‏شود، اشخاصى که مى‏خواهند هوا خورى کنند وقتى که خیلى گرم نباشد از بالاى سقف راهروها عبور مى‏نمایند، اما معبر معمولى از زیر آن راهروها است که به منزله نرده و نگهبان است و روزه نهائى به طرف رودخانه دراد که هواى لطیف و خنک از آنه داخل راهرو مى‏شود. زمین راهرو از سطح پل خیلى بلندتر است و به توسط پله به راحتى بالاى آنها مى‏روند. فضاى وسط پل مخصوص عبور گارى و دواب است و تقریباً ۳۵ پا عرض دارد. یک معبر دیگر هم دارد که در تابستان و وقع کمى آب به واسطه خنکى خیلى مطبوع است و آن از میان خود رودخانه است در خط مخصوصى که تخته سنگها نزدیک هرم اتفاق افتاده مى‏توان از روى آنها رد شد بدون اینکه پاتر بشود. از تمام دهنه‏هاى زیر پل به واسطه درهائى که به هر چشمه گذراده‏اند مى‏توان عبور نمود از پلکانى که در قطر پایه پل ساخته شده از روى پل به زیر چشمه‏ها و طاقها پائین مى‏روند و همینطور پله هائى در دو طرف دارد که به بالاى مهتابى روى راهروها صعود مى‏نمایند و عرض راه پله‏ها بیش از ۲ تواز (۴ ذرع تقریباً( است، و در دو طرف نرده و محافظى کشیده‏اند که از پرت شده جلوگیرى مى‏نمایند.

بنابراین این شش معبر در روى این پل وجود دارد: یکى در وسط و چهار تا در دو طرف که عبارت است ازى زیر و بالاى هراهرورهاى پلکان تنگى که به زیر پل مى‏رود حقیقتاً این پل از روى صنعت و استادى بنا شده و مى‏توان گفت قشنگترین صنعت و شاهکار ابنیه ایران است، اما بسى دور است از اینکه به استحکام پل نف پاریس ساخته شده باشد.

سرپرسى سایکس انگلیسى در شرحى که راجع به پل زاینده رود نوشته بود گفته بود که این پل با اینکه روى به ویرانى نهاده از پل هاى درجه اول عالم است و اما تاورنیه تعصب ملى نگذارده که در قضاوت خود انحراف نورزد، گرچه تاورنیه در کلیه موراد نظرش ساده نبود و اغلب خواسته است بناها و یدگر آثار ایران را کوچک و پست جلوه دهد و از دیگران هم استفاده کرده که در تجلیل اصفهان غلو کرده‏اند.

اینکه آراى مختلفى راجع به این پل نگاشته شد براى امکان استخراج نظر صحیح و صائب درباره آن بود و اینکه درستى و نادرستى نظرهائى چون نظر تاورنیه معلوم گردد. در هر حال اکنون این پل در اصفهان ممتاز و در درجه اول قرار دارد و چون از آثار باستانى به شمار مى‏رود زیر شماره ۱۱۰، به ثبت تاریخى رسیده است.

شاه عباس اول به طورى که مورخان و سیاحان خارجى نوشته‏اند در هر حال در جشن آبریزان شرکت مى‏کرد و اگر در اصفهان بود در کنار زاینده بود برابر پل سى و سه پل و اگر در مازندران بود در کنار دریاى خزر، و گاهى روى پل سى و سه چشمه برگزر مى‏کرد.

در کتاب زندگانى شاه عباس اول راجع به جشن نوروز که شاه در سال ۱۰۱۸ هجرى در روى پل سى و سه پل برگزار کرده چنین نوشته است.

جشن نوروز غالباً از سه تا هفت شبانه روز دوام مى‏یافت. گذشته از باغ نقش جهان پل اللهوردى خان را نیز آئین مى‏بستند و چراغان مى‏کردند. و گاه به فرمان شاه عباس بر سر پل مراسم گلریزان صورت مى‏گرفت، و گلهاى فراوان در راه شاه و همراهان او ریخته مى‏شد. از آن جمله در سال ۱۰۱۸ با آنکه جشن فروردین مصادف با ماه محرم بود، به فرمان شاه هفت شبانه روز جشن نوروزى گرفتند و بر سر پل گلریزان کردند و چون مردم اصفهان در چراغان و آئین بندى هنر نمائى بسیار کرده بودند، شاه مبلغ پانصد تومان از مالیات آن سال را به ایشان بخشید.

در تاریخ این جشن و گلریزان میر حیدر معمائى کاشى چنین سروده است:

گل گشت روى پل چو کند خسرو عجم گل گشت روى پل پى تاریخ کن رقم

موضوعى که باقى ماند تاریخ بناى پل است که بامر شاه عباس کبیر انجام شده است. آنچه مسلم است در سال ۱۰۱۸ که جشن گلریزان در حضور شاه عباس انجام گردید پل مزبور ساخته بوده است ولى مورخان سال اتمام را متفاوت نشوته‏اند:

اسکندربیک در عالم آراء در وقایع سال (۱۰۱۱) چنین نوشته:

در انتهاى خیابان باغى بزرگ و وسیع، پست و بلند، نه طبقه جهت خاص پادشاهى طرح انداخته بباغ عباس آباد موسوم گردانیدند و پل عالى مشتمل بر چهل چشمه به طرز خاص، میان گشاده که در هنگام طغیان آب در کل، یک چشمه به نظر در مى‏آید، قرار دادند که بر زاینده رود بسته شده هر دو خیابان بیکدیگر اتصال یابد.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

http://up.daniyalonline.com/images/ceqae60738xzz2eiaom.jpg

حاج میرزا حسن خان جابرى انصارى در تاریخ اصفهان و رى در وقایع اسل ۱۰۰۵ ه.ق( چنین نوشته:

شاه عباس اصفهان را پاى تخت دائمى خود نموده طرح عمارات عالیه انداغخ، سر درب درب قیصریه جنگ او است با ازبکان.

و در وقایع سال (۱۰۰۸ ه.ق) چنین نوشته:

شاه از هرات به اصفهان آمده و تکمیل طرح عمارات و باغات که هر یک از امراء باغى به نما خود ساخته در حواشى چهار باغ کهنه در چهار باغ بالا.

و نیز در وقایع سال (۱۰۰۸ ه.ق) مى ‏نویسد:

شاه عباس به اصفهان برگشت، اللهوردیخان را فرمود پل زاینده رود را با عمارات دیوانى بساخت.

در وقایع سال (۱۰۱۲) نوشته است:

بناى سر درب عالى عیصریه و کاشى کارى ممتاز آن …

میرزا علینقى کمره‏اى متخلص به نقى که از شعراى زمان بوده ماده تاریخى سروده که ابیات آن چنین است:

فلک قدر الله و یردى که قدر ز عباس شاه اندر ایام یافت

بامداد بیگ ویردى دادگر پلى کدر آغاز و انجام یافت

بسعى ملک سیرت آقا حسین بخیر العمل حسن اتمام یافت

به دست زبر دست صعب امیر چو بند امیر این بنا نام یافت

پى سال تاریخ این پل نیافت کسى خوبتر از »پل اتمام یافت«

ظاهراً گفته عالم آرا اینستکه پل در سال (۱۰۱۱ ه.ق) ساخته شد و گفته‏هاى جابر انصارى قسمتى حاکى است که در سال مزبور ساخته شده و قسمتى مى‏رساند که دستور داده شده که بسازند و در قسمت نوشته که ساختن آن با سر در قیصریه مقارن بوده و حال آنکه ساختمان سر در قیصریه را از وقایع سال ۱۰۱۲ نوشته است. و هیچ اشاره بسند این گفته‏ها هم نشده است.

ماده تاریخ منسوب به نقى کمره‏اى هم حاکى است که ساختمان پل امیر در سال (۱۰۰۵ ه.ق) انجام یافته است ولى تاریخ شروع آن معلوم نیست و باید اذعان کرد که اگر منظور همان پل چهل چشمه و یا اللهوردیخان باشد محال است که در ظرف یکسال چینن پلى ساخته شده باشد و حدال باید در سال (۱۰۰۳ ه.ق) شروع شده باشد تا در (۱۰۰۵ ه.ق) به اتمام برسد.

www.civilart.ir

منبع:http://www.taknaz.ir

قالی ایرانی

قدیمی‌ترین نمونهٔ قالی ایرانی که یافته شده قالیچه‌ای است با نقوش اصیل هخامنشی که در گور یخ‌زدهٔ یکی از فرمانروایان سکایی در دره پازیریک در ۸۰ کیلومتری مغولستان بیرونی پیدا شده وقالی پازیریک نامیده می‌شود. پژوهشگران این قالی را از دست‌بافت‌های پارت هاو یامادهامی‌دانند.

قالی ایرانی از دیرباز معروف و مورد استفاده بوده.گزنفون تاریخ‌نگار یونانی در کتاب سیرت کوروش می‌نویسد: «ایرانیان برای این‌که بسترشان نرم باشد قالیچه زیر بستر خود می‌گسترند.»

سالنامهٔ چینی سوئی سو در دورهٔ ساسانی از فرش پشمی ایران به عنوان کالای وارداتی به چین نام می‌برد.

فرش معروف بهارستان در کاخ تیسفون نیز به خاطر شکوهش بازتاب گسترده‌ای در ادبیات اسلامی داشته‌است.

هم‌اکنون ۴۰ درصد صادرات قالی ایرانی از طریق استان اذربایجان شرقی صورت می‌گیرد.

تصاویری از فرش های ایرانی در موزه متروپولیتین نیویورک:


http://www.persiancarpetassociation.com/carpet5-zr%5B1%5D.jpg

منبع:ویکیپدیا